همزمان با شیوه های نوین و تغییرات زیاد همگام با مدرنیته شدن و صنعتی شدن و ارتباطات فزاینده زندگی ها دستخوش تحولات و انتظارات جدیدی شده است . به دلیل ادغام فرهنگ ها به واسطه رشد رسانه ها و جابجایی اطلاعات از مرزهای جغرافیایی و در دسترس بودن حجم وسیعی از مناسک فرهنگی و همچنین امکان مراوده بسیار بیشتر افراد با فرهنگ های مختلف امکان ارتباطات و ازدواج های بیشتری بین اقوام از ملیت های مختلف با نگرش های متفاوت میسر شده و البته این روند درهم آمیختگی و اشتراک گذاری باعث شکوفایی و تجارب جدید و پویایی بیشتری در میان فرهنگ ها شده و در عصر مدرنیته شاهد فراگیری و بارش اطلاعات بسیار بیشتری در جامعه جهانی هستیم . اما به نسبت این ارتقاء کیفی و کمی اطلاعات شاهد فروپاشی بسیاری از ازدواج ها و سیر صعودی طلاق نیز می باشیم که یکی از عوامل مهم و دخیل در این مقوله عدم پذیرش فرهنگ خانواده جدید و در نهایت ناسازگاری و فروپاشی می باشد . آسیب شناسی این مقوله برمی‌گردد به انتخاب‌های ناآگاهانه و عدم سنجش اولیه ونیز تمایز نایافتگی افراد مذکور در پروسه ازدواج و تداوم آن.
در این قسمت به دو دیدگاه سنتی و مدرن در مقوله ازدواج به اختصار خواهیم پرداخت.دیدگاه سنتی و نوستالژی می گوید مگر پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما مشاوره پیش از ازدواج می رفتند که حالشان خوب بود؟
( ج ) تفاوت آنها با جامعه کنونی، بسته بودن فرهنگ و سنت در محیط‌های بسته ی آن روزها بود . مبادلات رسانه ها ، اطلاعات و موارد انتخابی بسیار محدود بود .
زبان یکی ،اعتقادات همسان ، سنت ها یکی و مناسک و مراسم مشخص بود. الان در فرهنگ کلانشهری تمامی این موارد تغییرات اساسی یافته. فرهنگ ها متفاوت، زبان ها متفاوت و انتخاب های متعدد که در یک زندگی مستمر می تواند عامل تضاد و مشکل باشد.
در ضمن اگر یک بررسی منصفانه داشته باشیم عامل ثبات یک زندگی را، فاکتور مناسبی برای رضایت از زندگی نمی توان محسوب کرد، زیرا که اساساً در سنت های پیش مدرن سرزمین ما، طلاق امری ناپسند و غیر عرف بود و ازدواج نهاد مقدس محسوب می شد و زنان نه استقلال اجتماعی و نه اقتصادی داشتند و اساساً غیر از چهارچوب خانواده نمی توانستند زندگی کنند.
در نظر گرفتن تفاوت فرهنگی در هر خانواده‌ای بسته به شرایط آن متفاوت است. در خانواده‌هایی با سیستم بسته و در هم تنیده به شدت آسیب زا و باعث ایجاد مقا‌ومت شدید در پذیرش متغیرهای متفاوت می شود و در خانواده های گسسته باعث ایجاد فاصله های بیشتر و باز هم عدم رضایت از ارتباط در خانواده و فضای همدلانه و رشد گروهی میشود .
در این قسمت به دو دیدگاه انتخاب بر اساس
عاطفه مندی Romanticism و خردگرایی Rationalism به اختصار خواهیم پرداخت.
نئو رمانتیسیسم یعنی باور اینکه قطب نمای زندگی ما گرایشات حسی و میزان جاذبه جنسی و عاطفی می باشد قطب نمای عاطفی برای انتخاب زوج در بسیاری از فرهنگ‌ها، سنت ها ،اساطیر به عنوان عاطفه برتر وجود دارد و از آنجا که قرن‌ها میراث بشری و فرهنگی و خرد جمعی ما تحت تاثیر این عواطف بوده و در اصطلاح عامه به حرف دل گوش سپردن ، هنوز در ذهن ها نوستالژی را پررنگ تر کرده و بدون برآورد عقلانی و خرد ورزی دست به انتخاب های غیر واقع بینانه زده و در نتیجه در کوتاه مدت هیجان مربوطه فروکش کرده، زیرا که علاقه به شدت گذرا و تلقین پذیر است و به زودی بی تناسبی ها و ناکارآمدی ها ،واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باعث آشفتگی ها می شود . کم‌کم اصالت خرد رشنالیسم جای خود را به جای انتخاب عواطف داده چرا که عواطف نگهدار و باعث تداوم حیات گونه ی ما بوده و معمولاً تجلّی غرائز در درون ذهن ما هستند و با توجه به تغییرات بزرگی که در سازمان اجتماعی و انتظارات انسان ها افتاده نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای روابط جمعی و فردی ما به تنهایی باشد و گاهی هزینه‌های ناکارآمد این عواطف بسیار بیشتر از فواید آن ها می باشد .
اکرم رمضان زاده بهمن ماه ۱۴۰۰

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *